توی اون دنیا دور یه آتیش بزرگ
صدها کودک زخمی نِشِستن
خودشون رو گرم میکنن تواون سرما
میگن: چه خوب شد اومدیم اینجا
وگرنه دوباره کشته می شدیم
آدم بزرگا از جون هم چی میخوان؟
خوب شد بزرگ نشدیم
بیست دی ماه















سمفوني


يك روز صبح كه به اداره آمديم، ديديم عكس يكي از همكارانمان را به ديوار زده اند. معلوم شد بر اثر سكته ي قلبي دار فاني را وداع گفته است
پرسيديم: اين مرحوم اولا كه سن و سالي نداشت، ثانيا سابقه ي بيماري قلبي هم نداشت، ثالثا مي گويند معمولا سكته ي سوم است كه آدم را از پاي در مي آورد
گفتند: حتما آن مرحوم قبل از اين، دو بار سكته كرده و خبردار نشده، چون آنقدر گرفتاري زياد است كه آدم فرصت نمي كند از اين جور چيزها خبردار بشود
از گلستان من ببر ورقي
عمران صلاحي


