چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۸

در سی و دومین نمایشگاه کتاب تهران ( 4 الی 14 اردیبهشت) 

کتاب شعر " بی خیال " انتشارات " فصل پنجم " - 97

مصلی - شبستان - سالن 31 - انتشارات فصل پنجم


یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۸

ایام


روزها لباس و کفش می پوشند
عطر و اودکلن می زنند
و می روند


روزها عینک می زنند
عصا به  دست می گیرند
و می روند


روزها می روند
در خانه یی سرد
و سالیان دراز
در سکوت 
خاکستری می شوند

...

شب

--------
از کتاب "بی خیال " انتشارات " فصل پنجم " 97




جمعه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۸

خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟


نیما یوشیج














دوشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۹۸


سیزده نوروز مبارک
---------------
هر زبان سبزه ی او ترجمان دیگری است
از خمیر خاکیان ، یکسر خبردارد بهار



صائب تبریزی


سه‌شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۷

سال نو مبارک . نوروزتان سرشار از نور و روشنی باد




دوشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۹۷

"شعر " بهاردل " با صدای شاعر " آذر کیانی 

لطفا روی لینک زیر کلیک کنید


سه‌شنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۷




به فردی جسور می گوییم که حرکت جسورانه ی او ریشه در ایمانش دارد و اتفاقا جسارت ورزی اش همانا جذب نیروی بیشتری برای تقویت ایمان اوست.
بین انسان جسور و کسی که وقیح و دریده است، فرق بگذاریم ؛ صرفا به احترام ایمان انسان های شجاعی که راه را به بیراهه ترجیح داده اند ، دوست فرهیخته!


azarkiani@

پنجشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۹۷

هشت مارس روز جهانی زن مبارک

--------------------------------------
زن

.........
کپی  می زند
چند رویا  را
که کاملا جدا از هم
به کاری مشغول اند .
معمولا از روی خودش چند کپی بر میدارد.

رویای سایه آبیِ چشمهایم  
پشت  چشم ، آسمان 
که بواسطه ی مژه های برگشته و ریملی ام
از پرنده خالیست.

رویای سنگرهای پشت خاکریز
خط مقدم
چریکه ام.
نیم خیز،
خوشه های گندم را
از روی ماه می چینم.
روی گونه های سفت و سفیدم، متبسم
شب ؛از برق دندان و نگاهم
طلوع خورشید فردا را
بانگ میزند.

 رویای نیلوفرم.
 می ایستم.
نفس عمیق می کشم.
هستی ،خبرنامه یی تا شده
از ریه هایم
پایین می رود
و در هردم و بازدم
 از زایش کرم های بد بو
جلوگیری می کند.
شب ،موهای بلندم
در دستهای باد
خاکستر از روی ستاره ها
می روبد،
به شهر،هوای تازه می بخشد،
و پاک میکند تکه تکه
جِرم هایی که
 فاصله اند.

 موهایم از خاکستری
به سفیدی بزند وقتی،
سپیده ی صبح
از عمق خوابم  سر میزند.

از روی خودش
کپی های خودش را
دست به دست می چرخاند
زن و همچنان زن.


     
آذر کیانی
از کتاب " بی خیال " انتشارات فصل پنجم -97


سه‌شنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۷

تکرار
--------
مثل همین تاریکی که می دود
تا به صبح برسد
می رسم؟ 
روی ماه ، آخرین نشانی ام.

روی خشک وسرد برگ ها
آهم ، غبارم ، ایستاده است.
روی ماه ، تکرارم ، روی شب
شال سیاهم و این دست های پریده رنگ
شاید روح ام را گرم می کنند.
خستگی هایم جایش را به انتظار داده است.

تفاوتی نمی بینم
میان دهان باز کفش هایم
و آن ستاره ی صبح
که انتظار را به سالیان ، چفت کرده 
و در انتهای این شب ایستاده است.
نا معلوم ام
روی زمینم؟ 
آسمانم؟ 

عجیب ترین صدا در این شب
همانی ست که نمی شناسم اش
آخرین نشانی ام.


آذر کیانی
از کتاب " روی آینه ام خم اش " نشر آیدا - بوخوم آلمان96

نقاش : پل کله






دوشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۷


لطفا روی لینک زیرکلیک کنید






"تقدیم به جان های عاشق ، ساده و شجاع مردمان" ایل بختیاری

---------------------------------------------------
قبیله ی من
..............

میخواهی بدانی از کدام قبیله ام؟

نزدیک تربه گلوی زمین 
که رودها از شیب ، جاری وبرسنگ کلمه می شوند
گویش مردمی را می شنوی
که هرهجای حرف شان قطره ی باران است 
تازه ترازنم بنفش بر برگهای گوَن
و مطمئن تر از صعود پازن ها تا قله ی زاگرس
نزدیک ترین تَرنمی که قلب با ضربانش آشناست

میخواهی بدانی؟

به سرزمین من بیا
صبح علی الطلوع
که سرخی بیداری
از حاشیه روسری َشدِه ی آسمان
نمایان می شود
در تاریک و روشنا
زنی را میبینی
که با تو
تا طلوع پونه و بابونه 
قدم خواهد زد
و تا 
از مدار آگاهی قیبله دور نشوی
از عطربادام و کلخنگ و بن و بلوط
حرف خواهد زد
باتو،
با تو...
تااااااا
تا رویای والا و زیبای زنانی 
که همواره یاد بزرگان 
که نام بر آسمان
و سینه به حافظه خاک سپرده اند را
برگهواره کودکانشان 
زمزمه می کنند،
تا شجاعت همیشه ی قبیله 
دچار فراموشی نشود.
میخواهی بدانی؟


آذرکیانی
-----------------------------
از کتاب " بی خیال " انتشارات " فصل پنجم " -97



یکشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۷

سپندارمذگان ( روز زن و زمین ) مبارک


شنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۹۷

روشن تراز خاموشی چراغی ندیدم


بایزید بسطامی
 

شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۷


آرشیتکت : افروز نبوی

دروبلاگ " آستاره " بخوانید


چهارشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۷

روز عشاق
--------------
از تنه ی سرخ اثیری
ریشه هاش به تو می رسد
آب آبی اش به من
عمق خواستن ، سیراب از ما
.زمزمه میکند به تن ، تن ها
عالمگیر، ترنم عشق
تن ها ، تنه یی تناور
از رزهای سرخ هدیه

از کتاب " بی خیال" انتشارات فصل پنجم- 97

ولنتاین مبارک

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودی ست 
که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی ست 
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت 

فروغ فرخزاد


24بهمن ماه سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد گرامی باد

دوشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۹۷


jacek yerka


شنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۷


از کتاب " بی خیال " انتشارات " فصل پنجم " 97



سه‌شنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۷

چهارشنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۷