بار
دیگر زن و زن و همچنان....
تقدیم
به زنان شجاع افغانستان
"زن بنلادن"
زمین:
مجرم
جرم:
بن لادن
و
دستبند زدند اما
به
همین دستهای من
که میزند
حلقه به دور گردن او
بن
لادن!
جهان
از بلندگو بالا رفته است
و هر
کس هرکجا رفت
همان
جا ایستاد
تیتر
کج روزنامهها
چشمها
را دور میزند
در این
همه نیستی
تو را
کجا جا بزنم؟
گسل
عمیق قلبم!
چند
ریشتر میلرزانیم؟
پشت
روبنده، بیتاب دلم میخواهد
که
تفنگ کنار برود
ترانهی
آبی برقصد
برود
از این آسمان به آسمان ...
پشت
روبنده اما
تو
مشبک
عشق
مشبک
افغانستان
بر
مانیتور
چشم ها
را مشبک کرده است
با این
صدای بوق ممتد
در
کدام خیال کر
کور ایستادهای
بن
لادن عاشق تفنگ
عاشق
من نیست شاید
که
دستی سرد هدیه داده است
Thank you
کتاب
#من_به_قرینه_ی_لفظی_حذف_شده_است_81
گزیده
اشعار

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر